ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » فرهنگی و هنری » ارتباط عاشقانه یک هنرمند اهل تسنن با حماسه حسینی
ارتباط عاشقانه یک هنرمند اهل تسنن با حماسه حسینی

ارتباط عاشقانه یک هنرمند اهل تسنن با حماسه حسینی

به گزارش وب سایت ای پاتوق :


واقعه کربلا را به چشم عادت نبینیم


ارتباط عاشقانه یک هنرمند اهل تسنن با حماسه حسینی

بهروز غریب‌پور از دلیل دراماتیک نشدن متون عاشورایی می‌گوید

نرگس کیانی: بهروز غریب‌پور، زاده ۱۳۲۹ در
سنندج، نویسنده و کارگردان تئاتر و یکه‌تاز عرصه اپرای
عروسکی‌ است؛ اپراهایی برگرفته از متون ادبی و عرفانی  که مخاطبان خود را در خارج از کشور هم یافته
است.

یکی از این اپراها که در سال ۸۷ زاده شد، «اپرای عاشورا» نام
داشت. اثری که تحقیق و باز‌آفرینی متن آن بر عهده بهروز غریب‌پور و آهنگسازی‌اش بر
دوش بهزاد عبدی بود.

بهروز غریب‌پور در مورد این اپرای موفق می‌گوید: «معتقدم «اپرای
عاشورا» حاصل عطش من برای رسیدن به بستری نمایشی و قصه‌ای دراماتیک درباره امام حسین
(ع) بود. اگر کسی عاشقانه و با نگاهی پژوهشی و دقیق به زوایا و عناصر تعزیه و نمایش‌های
آیینی نگاه کند، حتما اثری خواهد ساخت که مورد توجه عموم قرار می‌گیرد. فراموش نکنیم
موفقیت در این پدیده نیز مانند هر پدیده دیگری نسبت مستقیمی با میزان عشق، آگاهی و
صداقت سازنده آن دارد.»

آفریننده اپرای «مولوی» سطح کیفی درام‌های عاشورایی را از
منظر خود این گونه ارزیابی می‌کند: «آنچه امروز در حوزه درام عاشورایی اتفاق می‌افتد
که غالبا می‌توان آن را ناموفق دانست، توسط کسانی انجام می‌شود که تمام زندگی‌شان
در کنار تعزیه گذشته و به این امر به چشم عادت می‌نگرند و به همین دلیل تاثیری هم
بر مخاطب نمی‌گذارند. اگر شما با آنچه بارها و بارها برایتان تکرار شده
است، فاصله بگیرید و این ارزش‌ها را دوباره در ذهن خود بیافرینید، قطعا
می‌توانید بر مخاطب تاثیر بگذارید.»

بنیان‌گذار و مدیر سابق فرهنگسرای بهمن تصریح می‌کند: «از
جمله مواردی که منجر به ضعف درام‌های عاشورایی می‌شود، همین عادت کردن تولید‌کنندگان
آن به این مفاهیم است. هنگامی که شما به راه رفتن عادت می‌کنید و قدم زدن با همه
مکانیستم شگفتی‌آفرینش هیجان‌زده‌تان نمی‌کند، نمی‌توانید راه رفتنی متفاوت را به
آن‌ها که به تماشایتان نشسته‌اند، نشان دهید. در تئاتر پس از کنستانتین سرگئی استانیسلاوسکی، تئوریسین، کارگردان و بازیگر روس و پدید آمدن شیوه بازیگری متد اکتینگ، از بازیگر
خواسته شد زندگی را روی صحنه نشان دهد. در شیوه ناتورالیستی استانیسلاوسکی باید در
هر عمل انسانی که برایتان عادی شده است، بازنگری و رموز آن را مجددا کشف کنید تا
بتوانید ساده‌ترین و معمولی‌ترین خصایص انسانی را به شکلی هنرمندانه نشان دهید. زمانی
که شما به چیزی عادت می‌کنید و برایتان عادی می‌شود، نمی‌توانید شگفتی‌آفرین
باشید.»

اپرای عروسکی عاشورا

خالق «اپرای لیلی و مجنون» با مقایسه شیوه‌های سنتی و جدید
اجرای تعزیه ادامه می‌دهد: «نکته دیگری که وجود دارد، این است که کسانی که به صورت
سنتی این کار را انجام می‌دهند بسیار موفق‌تر از کسانی عمل می‌کنند که تحصیلکرده
هستند و می‌خواهند تاثیرات آموزش دانشگاهی را به عنوان مثال در تعزیه پیاده کنند. حاصل
کار این افراد تحصیلکرده به اثری تبدیل می‌شود که تمام زیبایی‌های ذاتی خود را از
دست داده است. نکته‌ای که طی سال‌های اخیر رواج پیدا کرده، این است که در تعزیه از
موسیقی و شعر فقط در قسمت‌هایی از اجرا استفاده می‌شود و باقی قسمت‌ها به نثر است.
در حقیقت می‌توان گفت ساختار تعزیه که ۵۰۰ سال از پدید آمدن آن می‌گذرد و توأمان
با موسیقی و شعر است در مقابل این دخل و تصرف، تاثیر سنتی خود را از دست می‌دهد و
نمی‌تواند به فرآورده جدیدی هم تبدیل شود.»

عضو مرکز بین‌المللی تئاتر عروسکی یونیما از سال ۲۰۰۰
تاکنون در مورد بی‌توجهی به تنظیم و تصحیح متون تعزیه و عواقب آن توضیح می‌دهد: «نکته
دیگر این است که در سال‌های اخیر به تنظیم و تصحیح متون تعزیه توجهی نشده است.
متون تعزیه یک‌بار در دوره صدارت امیرکبیر و بنا بر دستور او تنظیم شد. امیرکبیر
دستور داد ۱۲۰ نسخه تعزیه به جُنگ‌های تعزیه تبدیل شود. جُنگ‌های تعزیه از به هم
پیوستن نسخه‌های انفرادی و تبدیل آن‌ها به مجموعه پدید می‌آید. ایراد کار ما این
است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سازمان‌های مرتبط دیگر هزینه‌ای برای
پیراستن نسخ تعزیه از حشو و زواید و تبدیل کردن آن‌ها به آثاری خلاصه و فشرده
نکرده‌اند. در صورت موجز شدن نسخ تعزیه هم تاثیر‌گذاری آن‌ها بیشتر و هم نافذتر می‌شوند.»

 غریب‌پور تصریح می‌کند:
«چون این کارها انجام نشده است، ما هنوز در سنت و روابط سنتی مانده‌ایم و آثار
دراماتیک نشده‌ است. شما تصور کنید در دوره قاجاریه تعزیه می‌رفت که روی متون
تاریخی و حتی متون عرفانی تمرکز کند که جلوی آن گرفته شد و ناکام ماند. البته من
تلاش کردم در «اپرای مولوی»، «اپرای حافظ» و «اپرای سعدی» آن مبنا را حفظ و از
تعزیه برای بیان موضوعات دیگر هم استفاده کنم. متاسفانه چنین کارهایی انجام نشده و
اگر کاری هم شده است امثال من به تنهایی کار کرده‌ایم تا بلکه تعزیه به عنوان یک
فرم قَدَر و یک ساختار محکم نمایشی که عمری ۵۰۰ ساله دارد، بتواند به حیاتش ادامه
دهد.»   

آفریننده «اپرای عروسکی رستم و سهراب» در مورد دلایل موفقیت
«اپرای عاشورا» می‌گوید: «زمانی که من «اپرای عاشورا» را ساختم برای همگان عجیب
بود که چطور یک اهل تسنن توانسته چنین ارتباطی با حادثه عاشورا برقرار کند. خوشبختانه
«اپرای عاشورا» نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری که روی صحنه رفت با استقبال
مخاطبان مواجه شد. دلیل این موفقیت را نمی‌توان صرفا حاصل تسلط کارگردان آن بر
اصول درام دانست بلکه من به این پدیده با احساسی عمیق، عاشقانه و مریدانه نگاه
کردم، بنابراین تاثیر «اپرای عاشورا» بر مخاطب نه صرفا حاصل بهره‌گیری از تکنیک که
محصول نگاهی عاشقانه بود.»

اپرای عروسکی عاشورا

مدیر کانون نمایش‌های عروسکی مرکز هنرهای نمایشی از ۱۳۷۷ تا
۱۳۷۹ در مورد چگونگی شکل‌گیری ایده «اپرای عاشورا» توضیح می‌دهد: «زمانی که قصد
داشتم «اپرای عاشورا» را تولید کنم، سعی کردم نگاهی را که همه به دنبال آن هستند و
به آن نرسیده‌اند به گونه دیگری نشان دهم. کاری که من کردم این بود که به فصل
مشترک خودم و محتشم کاشانی شاعر پارسی‌گوی سده دهم هجری سراینده ترکیب‌بند معروف «باز
این چه شورش است که در خلق عالم است» اندیشیدم. اندیشه من این بود که محتشم کاشانی
بعد از چندین قرن که از حادثه کربلا می‌گذرد برای سرودن ترکیب‌بند مشهورش بایستی
از تونل زمان رد شده و به صورت احساسی و ذهنی سر از نینوا درآورده باشد، بنابراین
در «اپرای عاشورا» راوی ما محتشم کاشانی بود که به نینوا می‌رفت و در آن جا آن قدر
با موضوع ممزوج می‌شد که تلاش می‌کرد مانع شهادت امام حسین (ع) شود. اگر چنین امتزاجی
بین خالق اثر و اتفاقاتی که در صحرای کربلا رخ داده است، صورت بگیرد چنانکه در
مورد محتشم کاشانی در سرایش ترکیب‌بندش و من در آفرینش «اپرای عاشورا» پدید آمد،
نوآوری که در پی آن هستیم، رخ می‌دهد.»

غریب‌پور که تحصیلات خود را در آکادمی هنرهای دراماتیک رم ناتمام
گذاشت و سال ۱۳۵۸ در جریان انقلاب اسلامی به ایران بازگشت، در مورد احتمال اجرای
مجدد «اپرای عاشورا» می‌افزاید: «این اپرا پس از تولید در سال ۸۷ هر سال همزمان
با روزهای تاسوعا و عاشورا مجددا اجرا شد، اما امسال به دلیل این که گروه تئاتر آران
درگیر تولید «اپرای خیام» بود، نه در تهران و نه در سایر شهرستان‌هایی که متقاضی
روی صحنه رفتن «اپرای عاشورا» بودند، موفق به اجرا نشدیم. از جمله استان‌هایی که از
ما برای اجرای «اپرای عاشورا» دعوت کردند رشت بود.»

غریب‌پور در پایان می‌گوید: «پیش‌بینی ما این بود که امسال
در تهران هم «اپرای عاشورا» را اجرا خواهیم کرد، اما دشواری‌های تولید «اپرای
خیام»، ساعات طولانی ضبط صدا و تولید عروسک‌های آن، زمانی برای ما باقی نگذاشت.
البته اگر خدا بخواهد و «اپرای خیام» روی صحنه برود، فراغتی پیدا خواهیم کرد که به
موجب آن مجددا به مرور همه تولیدات گروه آران و از جمله اپرای عاشورا بپردازیم.»

۵۷۲۴۲

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز