خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » فرهنگی و هنری » از ضیافت لومیر و تاثیر سینما بر زندگی
از ضیافت لومیر و تاثیر سینما بر زندگی

از ضیافت لومیر و تاثیر سینما بر زندگی

به گزارش وب سایت ای پاتوق :

روزنامه بانی فیلم: در حالیکه به فستیوال فیلم لومیر نزدیک می شویم (۱۴ تا ۱۷ ژانویه)، مدیر فستیوال فیلم کن و انستیتوی لومیر جزییات بیشتری از آن را در اختیار علاقه مندان می گذارد.

 به نقل از ورایتی، آیا فستیوال لومیر شهر لیون – رخدادی که تقریبا تمام آن به فیلم های کلاسیک اختصاص گرفته – می تواند در حوزه خارج از فیلم های فستیوال به عنوان دومین فستیوال فیلم بزرگ فرانسه شکل بگیرد؟

سال گذشته، ۱۵۰ هزار بلیت برای این فستیوال به فروش رفت. در سال ۲۰۱۶، لیست مهمانانی برای خود ترتیب داده که بیشتر فستیوال ها برای به دست آوردنش خودشان را می کشند: کوئنتین تارانتینو، نیکولاس ویندینگ رفن، پارک چان-ووک، گونگ لی، گاسپار نو، والتر هیل، جری شتزبرگ و بزرگان فیلم فرانسه از جمله کاترین دُنُو، کوستا گاوراس و ژان پول ژونه و در بعد صنعتی، نیکولاس و جروم سِدو که به ترتیب رییس کمپانی های گومان و پاته هستند. البته در کنار تمام این ها نباید برترند تاورنیه از انستیتوی لومیر و تیری فرِمو را فراموش کرد که مسئولیت هدایت و میزبانی این رخداد را بر عهده خواهند داشت.

 

از ضیافت لومیر و تاثیر سینما بر زندگی

«میزبان» ممکن است کلمه مناسبی برایش باشد. فرمو می گوید این فستیوال باید یک «ضیافت» باشد. با آغاز به کار فستیوال لومیر، چند صد نمایش زنده هم آغاز به کار می کنند که در آن ها کارگردان ها، بازیگران، منتقدان و اغلب خود برترند تاورنیه – که به نظر می رسد بیشتر فیلم ها یادش می مانند تا کسانی که آن ها را ساخته اند – درباره فیلم هایی که مشتاق شان هستند صحبت می کنند. حالا با نزدیک شدن به هشتمین فستیوال لومیر، فرمو پویایی و جذبه سیستم را توضیح می‌دهد و در عین حال با اشتیاق درباره مهمانانش و باور همیشگی خود مبنی بر اینکه فیلم تجربه ای همگانی است، حرف می‌زند.

نسخه های سالانه فستیوال های فیلم مثل محصولات فصلی می مانند. چه چیزی در مورد فستیوال لومیر ۲۰۱۶ جالب است یا می تواند باشد؟

 

تیری فرمو: چه چیز خاصی دارد؟ امسال فستیوال زنان است، نه تنها به خاطر جایزه لومیر کاترین دونو، بلکه همچنین به خاطر تجلیلی که از دوروتی آرزنر می‌شود و برنامه ویژه ای که «هالیوود، شهر زنان» نام دارد و از عنوان فلینی استفاده می کند. همه اش به بازیگران بزرگ دهه های ۳۰، ۴۰ و ۵۰ مربوط می شود چون به غیر از گرتا گاربو، مارلین دیتریش، کاترین هپبورن یا مرلین مونرو، بسیاری از دیگر زنان بازیگر آن دوران در حال حاضر خیلی شناخته شده نیستند. برای همین ما می خواستیم بازگشتی به سمت آن ها داشته باشیم. این یک برنامه رتروسپکتیو فوق العاده با کلی فیلم های عالی خواهد بود.

بعد هم فیلم های بازیابی شده را داریم. کلی چیزهای خوب جدید داریم؛ نسخه ترمیم شده «وحشت در نیدل پارک» جری شتزبرگ، نسخه بازیابی شده فیلم «منهتن» در قالب دیجیتال. علاوه بر این خیلی هم خوشحالیم که پارک چان-ووک را داریم. امروز آسیای سینما بیشتر و بیشتر تبدیل به بخشی از سینما برای علاقه مندان جوان شده که به غیر از سینمای ژاپنی، ۳۰ سال پیش اصلا اینطور نبود. حالا شما فیلم های چینی، کره ای و تایوانی هم دارید که خیلی مهم است.

اما به نظرم این فستیوال به خودی خود هم به خاطر فاجعه دنیا خاص است. دارد مهم تر و مهم تر می شود که ما بتوانیم این نوع رخدادهای فرهنگی را برگزار کنیم. می‌خواهیم این رخداد بسیار محبوب و شاد باشد، خاطره گذشته را جلو بیاورد و روی آینده تکیه کند. مهم تر از همه، تمام آرتیست‌ها، روزنامه نگاران، مردم و هنر و فیلم را کنار هم بیاورد. شاید چیزی که به نحوی خاصش می کند این باشد که ما می خواهیم فستیوال را شبیه یک ضیافت کنیم، چیزی که پر از احساسات، ضرافت، احترام و تقدیر است. طی سه ماه گذشته، خیلی ها به ما گفته اند که فستیوال برای شان مهم تر شده است. البته ما در لیون هستیم. صدها و هزاران فستیوال در دنیا وجود دارد. همه جا مهم هستند.

تعداد ستاره ها، بازیگران و کارگردانانی که برای نمایش فیلم‌های‌شان یا برگزاری کلاس‌های تخصصی می‌آید کاملا به چشم می‌آید. آن ها نسبت به حالت عادی فیلم‌های بیشتری به نمایش گذاشته اند؟

 

بله و خیر. بعد از هفت سال، آرتیست های بیشتر و بیشتری به لیون می آیند و فیلم‌های شان را مثل افراد معمولی به نمایش می گذارند. اما آن ها معمولی نیستند، آرتیست هستند. برای همین است که کلمات شان درباره هنر و فیلم اهمیت دارد. خیلی هدیه خوبی است که کسی می آید و فیلمی را معرفی می کند که توسط یک کارگردان دیگر ساخته شده است. نشانه خوبی از این است که چقدر مردم سینما به یکدیگر وفادار هستند. بعد هم مخباطان قرار دارند. ما در یک هفته ۱۵۰ هزار نفر داریم که می آیند تا کنار هم در سالن های سینما باشند. چیزی که برادران لومیر ۱۲۱ سال پیش اختراع کردند هنوز هم با قدرت ادامه دارد. تماشا کردن یک فیلم روی یک پرده بزرگ جلوی ۵ هزار نفر در یک فستیوال روباز: این هنوز هم یک تجربه فراموش نشدنی است.

کلاس های تخصصی برای عموم مردم هم هستند؟

 

بله، همه شان برای عموم هستند. لحظه ای خاص است تا یک یا دو ساعت را کنار یک ستاره سینمایی بگذرانید و گوش کنید. می خواهم ببینم والتر هیل چه می گوید چون خیلی جذاب خواهد بود. یا مثلا کاترین دنو. او به هیچ وجه سر در ابرها ندارد، بسیار زمینی است، در زندگی روزمره حرکت می کند، درباره گل و مبلمان عتیقه حرف می‌زند.

بعد از هفت سال، کسانی هستند که به صورت متداول با شما همکاری می کنند یا حضور به هم می رسانند. کوئنتین تارانتینو یکی از آن هاست. یکی دیگر از های لایت های تان نیکولاس ویندینگ رفن است که «خون ریز» را به نمایش می گذارد.

بله فقط کافی است به لیست فیلم های تارانتینو نگاه کنید و می بینید که چرا مثلا فلان فیلم را انتخاب کرده است. می خواستیم نیکولاس را هم به فستیوال بازگردانیم. خوب می شود چون او امسال هم دوباره در بخش رقابتی کن حضور داشت. اما او نه به عنوان کسی که در بخش رقابتی بود، اما به عنوان مرد جوانی که این فیلم زیبا را کارگردانی کرده به لیون می آید.

شما یک فیلمساز دیگر هم دارید که مسلما بخش دور و درازی از مسیر کاری حرفه ای اش را پیش رو دارد و نامش گاسپار نو است.

بله، ما یک فستیوال تاریخی نیستیم، به سینما می‌پردازیم. گاسپار کارگردان فیلم های کالت است اما همانطور که ژان لوک گدار از فیلم‌های خودش می گفت، تعداد زیادی فیلم هایش را تماشا نمی کنند. گاسپار کارگردان کالت برای خیلی از کارگردان‌های دیگر است. فیلم های او خیلی از نظر بازرگانی موفق نیستند، اما همینطور که زمان می گذرد ارزش او بیشتر و بیشتر ثابت می‌شود. در همین مورد با او صحبت می کنیم. گاسپار مثل یک نقاش کار می کند. تدوین و نحوه فیلم ساختنش مثل یک نفاش می‌ماند که سر جایش نشسته و کار می کند، کمی آبی و قرمز اضافه می کند و کم و زیاد می‌کند. این جالب می شود چون ما در دنیایی زندگی می کنیم که بیشتر و بیشتر دارد به دو دسته تقسیم می شود. بزرگ و کوچک. در دهه ۱۹۷۰ که شاید او هم درباره اش صحبت کند، سینما توانست در حد میان باشد. البته هالیوود نو هم درباره ساختن فیلم‌های میانه بود که می خواستند به بالا برسند. حالا به بالا رسیدن سخت تر و سخت تر شده است. البته به غیر از مواقعی که فستیوال هایی مانند کن، برلین، تلوراید، تورنتو، ونیز یا فستیوالی مثل لومیر را دارید.

چالشی که فستیوال ها دارند این است که ممکن است خیلی موفق باشند، خیلی‌ها به آن ها سر بزنند و بقیه سال سینماهای هنری در شهر خالی باشند. فکر کنم یکی از کارهایی که شما در انستیتوی لومیر در دوری از این مسئله انجام دادید این بوده که سالن های سینما را خریدید تا سینما را بخشی از زندگی هفتگی مردم کنید.

بله و من خیلی به این مسئله افتخار می کنم. کاری که من با برترند تاورنیه در ۳۰ سال گذشته انجام دادم این است که اعتبار را به شهر تولد سینما یعنی شهر لیون و نام لومیر پس بدهم. می‌خواستیم موزه ای در زادگاه سینما بسازیم که مردم می توانند وارد آن بشوند و فیلم های بزرگ گذشته را تماشا کنند. بعد هم می خواستیم یک رخداد داشته باشیم که موفق از آب درآمد. اما یک رخداد داشتن کافی نیست و باید این کار را هر روز و ۱۲ ماه سال انجام بدهیم. فقط درباره مخاطبان بافرهنگ و عاشق های سینما نیست، باید سینماها را در مدارس و حومه های شهری قرار داد و برای همین مهم است که هنرمندانی بیایند و با جوانان صحبت کنند. همان نوع جوانانی که بعضی مواقع به هیچ وجه رابطه ای با سینما و فرهنگ ندارند. علاوه بر این ما به ملاقات کودکان بیمار می رویم و در بیمارستان ها هم فیلم پخش می کنیم. به زندان ها می رویم تا آنجا با مردم صحبت کنیم و از سینما حرف بزنیم. فکر می کنم به نحوی تلاش داریم روی زندگی تاثیر بگذاریم. سینما روشی خوب برای انجام این کار است.

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز