سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » اقتصادی و بازرگانی » با «جنگ ارزها» چطور باید برخورد کرد؟
با «جنگ ارزها» چطور باید برخورد کرد؟

با «جنگ ارزها» چطور باید برخورد کرد؟

به گزارش وب سایت ای پاتوق :

فصلنامه همشهری اقتصاد: کشوری که خواهان به راه انداختن جنگ ارزی است، حتما باید سیستم بانکی پیشرفته ای نیز داشته باشد.

هرگز تعریف دقیقی از آن چه به «جنگ ارزها» معروف است، ارایه نمی شود. از سوی دیگر، تعارف ممکن با آن چه از آن فهمیده می شود، در یک چارچوب قرار نمی گیرد حتی اگر حرکات نرخ ارزها از یک منطق واحد پیروی نکند. جنگ ارزها امر غیرممکنی نیست و حتی مواردی مشاهده شده که سعی کرده اند یک کشور را به واسطه پولش بی ثبات کنند، اما باید این را پذیرفت که احتمال ورود به یک بحران تمام و کمال بسیار کمتر از آن میزانی است که باور عمومی درباره آن وجود دارد.

جنگ ارزی از چه زمانی آغاز شد؟

اصطلاح جنگ ارزها اغلب در مواردی به کار برده می شود که شاهد نوسانات قابل توجه در ارزش ارزهای معتبر جهان باشیم. به صورت ضمنی، به این معناست که یک (چند) دولت بتوانند نرخ تبادل پول خود را برای سود بردن بیشتر در عرصه رقابت نسبت به سایر کشورها پایین بیاورند. بنابراین برای این کشورها سود قابل توجهی به وسیله بازار و البته خارج از قواعد بازار به دست می آید. جنگ ارزها در این معنی، تعریفی مرکانتیلیستی دارد که سابقه آن به قرن های هفده و هجده میلادی باز می گردد.

تعریف دیگری نیز برای جنگ ارزها وجود دارد که به امکان یک کشور برای برهم زدن تعادل در تجارت جهانی از طریق پایین آوردن قابل توجه ارزش خود باز می گردد. در این تعریف، کاهش ارزش پول باید بسیار سریع و ناگهانی باشد تا مانع از بروز مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کشورهای مذکور شود. در این شکل از جنگ ارزی می توان به حرکت های بزرگی اشاره کرد که از سوی عاملان خصوصی انجام شده تا از طریق پایین نگاه داشتن ارزش پول ملی به سود بیشتری برسند. این حرکت ها را که سابقه تاریخی نیز دارد، می توان از پیشگامان جنگ ارزی به شمار آورد.

با «جنگ ارزها» چطور باید برخورد کرد؟

نگرانی بازارهای جهانی از سقوط ارزهای نوظهورها

در هر صورت جنگ ارزها باعث می شود که دولت ها راهکارهای مختلفی را در دستور کارشان قرار دهند که این راهکارها هم در نرخ تبدیل ارز و هم در برخورد با سایر کشورها تاثیر می گذارد. در کوتاه مدت، انجام این اقدامات آسان تر به نظرمی رسد، خصوصا اگر کشوری که خواهان به راه انداختن جنگ ارزی است، حتما باید سیستم بانکی پیشرفت های نیز داشته باشد.

فرضیه جنگ ارزها براساس این ایده به وجود آمده که دولت ها روش های منحصر به فردی برای کنترل نرخ تبدیل ارز دارند و این که حرکات آن ها نمی تواند به واسطه مکانیسم های اقتصادی توجیه شوند. درواقع برای این که نخستین شرایط فراهم شود، حدس و گمانه زنی ها باید تحت کنترل قرار بگیرد. کشورهای کمی وجود دارند که چنین شیوه ای را در پیش بگیرند. تنها در میان پول هایی که تاثیرگذارند، چین شکلی از کنترل سرمایه ها را حفظ می کند. برای شرط دوم نیز، گزارش وضعیت ضروری است.

کاهش ارزش یوان، جنگ ارزی جدیدی به راه خواهد انداخت

با این حال، تشخیص عوامل غیراقتصادی که باعث بروز تحول می شوند، دشوار است. نوسانات اخیر دلار را هم می توان به واسطه شرایط اقتصادی امریکا و هم به واسطه عدم اطمینان درباره کاربرد مالی دلار که باعث انجام اقداماتی از سوی واشینگتن شده، توجیه کرد. سیاست پولی فدرال رزرو نیز در این میان نقش دارد، اما به تنهایی تعیین کننده نیست و احتمالا در طولانی مدت، مهم ترین سهم را نخواهدداشت.

برای مورد چین، روشن است که کاهش ارزش یوان در تابستان سال ۲۰۱۵ از سوی دولت این کشور رقم خورد، اما این کاهش ارزش بسیار محدود بود و شاید بتوان آن را برخوردی مرزی دانست نه «جنگ»! درواقع، تنها ژاپن بود که در اواخر سال ۲۰۱۳ به صورت آشکار در نرخ ارز خود دست برد، اما سیاست پولی ای که از سوی بانک مرکزی ژاپن اجرا شد بیش از آن که جنبه اصلاحی داشته باشد و نابسامانی ها را درست کند، جنبه تهاجمی داشته است. این در حالی است که اروپا، عملکرد روی ارز یا سیاست های پولی اش را به صورت غیرمستقیم انجام می دهد.

درواقع اگر همزمان هم میزان مازاد تجاری آلمان و هم فقدان انتقال و توزیع مجدد این مازاد را در مجموع ناحیه یورو در نظر بگیرم، آشکار است که نرخ تبادل یورو در مقابل دلار (پول های دیگری که زیر پوشش دلار هستند) با منطق اقتصادی، همخوانی ندارند.

درفقدان یک نظام منسجم توزیع و انتقال، منطقی است که نرخ تبادل یورو با همان سیستم قبلی پی گرفته شود. اگر یورو را با معیارهای اقتصاد آلمان مقایسه کنیم، در مقایسه با دلار ارزش بیشتری خواهدداشت، اما اگر همین ارز یعنی یورو با معیارهای اقتصادی کشورهایی نظیر ایتالیا، اسپانیا و پرتغال بسنجیم، افت چشمگیری را نشان می دهد.

آیا کاهش ناگهانی ارزش روبل می تواند به جنگ ارزها دامن بزند؟

اما اگر بتوان گفت که آلمان سیاست مرکانتیلیستی را به واسطه موسسات مالی که از ملزومات تعاریف جنگ ارزها هستند، به خوبی هدایت می کند، این کشور تنها دولتی نیست که به صورت گسترده در سیاست های پولی و نرخ تبدیل ارزی دست برده است.

در یک منطق کوتاه مدت، به روشنی دیده شد که در دسامبر سال ۲۰۱۵ اقتصاد جهان شاهد افت بسیار سریع ارز یکی از مهم ترین و تاثرگذارترین کشورها، یعنی روسیه بود. در این زمان، روبل روسیه به دلیل برخی مسائل سیاسی مورد هدف قرار گرفت، بنابراین افت شدید ارزش پول این  کشور به واسطه پاره ای از فعالیت ها و همچنین تحریم کشورهای غربی رقم خورد و نمونه بارزی از افت پول یک کشور و به راه افتادن جنگ ارزی را به نمایش گذاشت، افت پولی که نه تنها به خواست مقامات روسیه اتفاق نیفتاده بود بلکه موجب بروز عدم تعادل هایی نیز در این کشور شد. در این مورد کاملا مشخص بود که عوامل خارجی باعث بروز چنین ناهماهنگی و برهم خوردن تعادل در بازار ارز یک کشور دیگر شده اند.

از سوی دیگر، به نظر می رسد فایده و حسن چنین شکلی از «جنگ ارزی» بسیار محدودتر از آن چیزی باشد که تصور می شود. علاوه بر عوامل خارجی و تحریم هایی ه از سوی غرب و به دلیل مسائل سیاسی علیه روسیه وضع شد، مشکلات اقتصادی خصوصا مشکلاتی که پس از افت شدید قیمت نفت به وجود آمدند، زمینه را برای کاهش هرچه بیشتر ارزش روبل روسیه فراهم آوردند. بنابراین اگر افت ارزش روبل باعث تشدید جنگ ارزی شود، بدون تردید پیش از مسکو، باید غرب را بابت این عملکرد سرزنش کرد.

 

با «جنگ ارزها» چطور باید برخورد کرد؟

امریکای همیشه مسلط

مطمئنا قوت یا ضعف یک ارز نسبت به سایر ارزها، اهمیت بسیاری برای انجام عملیات بازارهای مالی دارد. تصمیم فدرال رزرو در راستای افزایش نرخ بهره باعث شده که برخی از سرمایه گذاران دوباره به ارزهای آسیایی روی بیاورند.

واقعیت این است که طی سال های اخیر، بدهی به دلار امریکا در آسیا افزایش داشته و این به معنای ذخیره ارزی قابل توجهی برای دفاع از پول محلی در مقابل افزایش ارزش دلار است.
در جریان نشست فدرال رزرو در سپتامبر ۲۰۱۵ (زمانی که برای نخستین بار تصمیم این بانک برای افزایش نرخ بهره به شکل رسمی بیان شد)، «ژانت یلن»، رییس این نهاد مالی امریکایی اعلام کرد که نگرانی ها درباره رشد اقتصادی چین و سایر قدرت های نوظهور اقتصادی، نوسانات بازارها را با خود به دنبال داشته است، اما تاثیر این نوسانات بر سیاست بانک مرکزی امریکا نباید باعث ارزش گذاری اضافه بر ارز امریکا شود.

یکی از دلایل به تعویق افتادن افزایش نرخ بهره در امریکا، ضعف صادرات این کشور بوده است. همچنین وی اضافه کرد که چین پس از کانادا و پیش از مکزیک، دومین شریک تجاری امریکاست.

در شرایطی که پس از افزایش نرخ بهره در امریکا و برآورده نشدن انتظارات از رشد اقتصادی چین، بازارها شرایط مطلوبی نداشته اند، بار دیگر بر اهمیت جنگ ارزی تاکید شد. در حال حاضر، سرمایه گذاران باید نسبت به افت و خیزهای ارزی در جهان هوشیار باشند. به نظر می رسد ارزهای کشورهای نوظهور اقتصادی در این نوسانات با ضعف مواجه خواهندشد.

با همه این اوصاف، چین به هر دلیلی تصمیم به کاهش ارزش پول خود گرفته و ایالات متحده به واسطه قدرت اقتصادی خود، همچنان ادعای صحنه گردانی اقتصاد جهان را دارد.

*منبع: لوتامپ، مورنینگ استار

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز