دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » فرهنگی و هنری » حکیمی: مقابله با تحریفات عاشورا به «مطهری» باجرائت نیاز دارد
حکیمی: مقابله با تحریفات عاشورا به «مطهری» باجرائت نیاز دارد

حکیمی: مقابله با تحریفات عاشورا به «مطهری» باجرائت نیاز دارد

به گزارش وب سایت ای پاتوق :



حکیمی: مقابله با تحریفات عاشورا به «مطهری» باجرائت نیاز دارد

انواع تحریفات و آثاری که به تحریف عاشورا پرداخته‌اند، موضوع گفت وگو با استاد محمودحکیمی است.

او پژوهش در موضوع امام حسین(ع) را از سال ۱۳۴۸ آغاز کرده و در سال ۱۳۵۱ نخستین کتابش درباره واقعه عاشورا را با تاکید، تایید و مقدمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی به چاپ رساند.

این پژوهشگر برجسته تاریخ اسلام در سال ۱۳۵۲ کتاب دیگری درباره حضرت زینب(س) نوشته و در حال حاضر هم آخرین اثر او با عنوان «داستان ها و فرازهایی از زندگی امام حسین(ع) منتشر شده است.

گفت وگوی خبرآنلاین را با این پژوهشگر متون تاریخی و معارف دینی می خوانید:

نخستین کتاب درباره زندگانی امام حسین را در چه سالی و با چه انگیزه ای منتشر ساختید؟

– در سال ۱۳۵۱ آیت الله ناصر مکارم شیرازی زمانی که آگاه شد درباره قیام امام حسین(ع) به پژوهش و تحقیق مشغول هستم از من خواست که کتابی درباره زندگانی آن امام همام و واقعه عاشورا به زبان ساده و برای نوجوانان بنویسم. از آنجای که یادداشت هایی در مورد واقعه کربلا تهیه کرده بودم با استفاده از پژوهش های قبلی کتابی تحت عنوان پیشوای آزادگان حسین بن علی(ع) نوشتم که با مقدمه آقای مکارم از طرف انتشارات نسل جوان قم منتشر گردید.
با استقبال فراوان نوجوانان و جوانان از آن کتاب آقای مکارم از من خواست کتابی هم درباره زندگانی حضرت زینب(س) برای نوجوانان بنویسم. این اثر هم در سال ۱۳۵۲ از طرف انتشارات نسل جوان ـ که بعدها انتشارات امیرالمومنین(ع) نامیده شد ـ منتشر گردید. بعد از آن هر چندگاه یک بار مقالاتی در نشریات مختلف درباره ریشه های واقعه کربلا و نهضت حسینی از من به چاپ رسید.

شما چه تحولاتی را نشانه گسترش فرهنگ عاشورا می دانید؟

– دقیقا به خاطر دارم که در دهه ۴۰ که من پژوهش خود را درباره نهضت عاشورا آغاز کرده بودم منابع ” دقیقا به خاطر دارم که در دهه ۴۰ که من پژوهش خود را درباره نهضت عاشورا آغاز کرده بودم منابع بسیار اندکی برای مطالعه آن قیام تاریخی در دسترس بود. ” بسیار اندکی برای مطالعه آن قیام تاریخی در دسترس بود اما امروزه هر کس که مایل به شناخت هرچه بیشتر قیام امام حسین(ع) باشد منابع و مدارک بسیار در دسترس اوست و این نعمتی است که هر پزوهشگر راستین به خاطر آن باید خدای را سپاسگزار و تحقیق دیگران را ارج نهد.

ممکن است به مواردی از این تحول فرهنگی که راه را برای پژوهش نوجوانان و جوانان در زمینه فرهنگ عاشورا باز کرده است اشاره کنید؟
– من اگر بخواهم که حتی فهرستی از این تحولات فرهنگی را نام ببرم گفت و گوی ما به درازا خواهد کشید و لذا تنها چند مورد را ذکر می‌کنم. امروزه ما د رکتاب شناخت واقعه عاشورا کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع) را در دسترس داریم که آقای محمد اسفندیاری فراهم آورده است و با وجود برخی کاستی ها، عمدتا از یک نظم منطقی و علمی برخوردار است و ان شاءالله در هر چاپ جدید از کاستی های آن به تدریج کاسته خواهد شد. پس از آن باید از دایره المعارف ها، موسوعه ها و دانشنامه ها و نشر الکترونیکی سخن گفت که خوشبختانه به تدریج در جامعه ما به پیشرفت هایی نایل آمده است. اینها تحولات فرهنگی است که عاشورا پژوهان باید شکرگزار آن باشند.

شما در مقدمه آخرین اثری که درباره امام حسین(ع) منتشر کرده اید از اهمیت و ضرورت مطالعه نقد و بررسی آثار برای نوجوانان سخن گفته اید. علت تأکید و اصرار شما در این مورد چیست؟

– یکی دیگر از نعمت هایی که امروزه در دسترس پژوهشگران قرار دارد افزایش نشریاتی است که به نقد و بررسی آثار دینی می پردازند. البته قبل از انقلاب اسلامی هم نشریاتی مانند«راهنمای کتاب» و یا «سخن» به نقد و بررسی کتاب می پرداختند اما پس از انقلاب نشریات بسیار ارزشمندی همچون نشر دانش، کتاب ماه دین، آینه پژوهش، جهان کتاب و کتاب قم و چند
نشریه دیگر به نقد آثار منتشر شده دینی پرداخته اند. این مقالات هم برای خواننده بسیار مفید است و هم برای نویسنده. هر نویسنده و محققی پس از نگارش و انتشار اثر خود تصور می‌کند که اثری فوق العاده منتشر کرده است اما پس از مطالعه یک نقد منصفانه، از نقاط قوت و ضعف اثر خویش آگاه خواهد شد و در چاپ های بعدی در رفع نقاط ضعف خواهد کوشید. من ارزش ویراستاران و نقادان را کمتر از نویسندگان نمی دانم و همیشه وامدار منتقدان با انصافی بوده ام که آثار مرا نقد کرده اند.

همانطور که می دانید ما در مورد وقایع کربلا متأسفانه در طول تاریخ با مقوله ای به نام تحریفات رویدادها روبرو بوده ایم. در سال های اخیر و با تحولات فرهنگی که در زمینه «عاشورا پژوهی» پیش آمده، مطالعه چه آثاری را در این زمینه به نوجوانان و جوانان پژوهشگر پیشنهاد می‌کنید؟

– در مورد نقد اثار دینی، به نظر من نشریه آینه پژوهش را بسیار موفق می دانم شماره ۷۷ و ۷۸ (آذر، دی، بهمن ۱۳۸۱) این نشریه که اصولا به کتاب شناسی و اطلاع‌رسانی در حوزه فرهنگ اسلامی اختصاص دارد ویژه امام حسین است و من مقالات این شماره را چندین بار خواندم. کتاب ماه دین و کتاب ماه کلیات نیز شماره هایی از نشریه خود را به امام حسین(ع) اختصاص دادند که من در اینجا لازم می دانم از مدیران و سردبیران این نشریات صمیمانه تشکر کنم.

در مورد تحریفات عاشورا چه کسی در دوران معاصر قبل از دیگران به این مسئله پرداخت؟

– در مورد آثار ارزشمندی که در چند دهه اخیر در مورد بررسی و تحقیق در مورد قیام امام حسین(ع) منتشر و موجب آگاهی
مردم گردید کار ارزشمند و شجاعانه شهید بزرگوار استاد مرتضی مطهری براستی قابل تقدیر است. حتی اگر امروز بخواهیم یک کار عمقی جدی صورت بگیرد مقابله با تحریفات عاشورا به یک استادمطهری با جرائت نیاز داریم .

مقاله«تحریفات عاشورا» که در جلد اول حماسه حسینی به چاپ رسید راه را برای بسیاری از نقادان باز کرد. قبل از آن کمتر کسی جرأت می کرد که به نقد اثار گذشتگان در زمینه واقعه کربلا بپردازد. اقدام شجاعانه مرحوم مطهری سبب شد که دیگران هم بتوانند اثاری چون مقتل الحسین، روضه الشهدا کاشفی و یا اسرار الشهاده فاضل دربندی را مورد نقد قرار دهند.

در میان مقالاتی که در سال های اخیر درباره نهضت حسینی خوانده اید کدام یک توجه شما را بیشتر جلب کرد؟

– پاسخ دادن به این پرسش برای من چندان آسان نیست. من از سال ۱۳۵۰ شمسی که در مورد رویداد عاشورا به پژوهش و تحقیق پرداخته ام به جرأت می توانم بگویم که صدها مقاله را مطالعه کرده و بهره معنوی فراوان از آنها برده ام. پس از آنکه در سال ۱۳۸۱ لوح تقدیر و عنوان «خادم فرهنگ عاشورا» را دریافت کردم، در گفت و گو با یکی از نشریات از خدمات بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران نام بردم که خویش را وامدار پژوهش آنان می دانم و شاید در این گفت و گو نتوانم از همه آنها نام ببرم و ان شاءالله در مقدمه اثر دیگری که درباره قیام امام حسین(ع) نوشته ام نام همه آنها را خواهم آورد. ولی به هر حال در اینجا باید اشاره کنم به مقاله ارزشمند «آوردگاه طف در آینه قرآن» اثر پژوهشگر ارجمند و سردبیر نشریه آینه پژوهش آقای محمدعلی مهدوی راد که در شماره ویژه امام حسین(ع) آن نشریه چاپ شد. من این مقاله را بارها خواندم و بر نویسنده آن
آفرین گفتم. از این پژوهشگر فروتن و متواضع کتاب های دیگری در زمینه تفسیر قرآن کریم خواندم که باید در فرصتی دیگر به آن بپردازم.

در زمینه مقوله تحریفات عاشورا مطالعه آثار کدام یک از پژوهشگران را به نوجوانان پیشنهاد می‌کنید؟

– در مورد تحریفات عاشورا آقای دکتر رسول جعفریان مقاله جالبی دارد در نشریه کتاب هفته ویژه کتاب عاشورا(اسفندماه ۱۳۸۰) تقسیم بندی ایشان در تحریفات به تحریف لفظی و معنایی و سپس انگیزه های تحریف در تاریخ عاشورا و زمان رسوخ تحریف در عاشورا از مباحث جالبی است که ایشان مطرح کرده اند من تاکنون بیشتر آثار ایشان را در تاریخ اسلام خوانده و بهره فراوان برده ام و اگر چه در مورد صفویه و مرحوم دکتر علی شریعتی با وی اختلاف نظر دارم اما نثر او را می پسندم و در کلاس های ضمن خدمت آموزش و پرورش در درس روش تحقیق مطالعه بسیاری از آثار این پژوهشگر پرکار را به دانشجویان توصیه کرده ام. همین تقسیم بندی را دکتر علیرضا هزار در نشریه کتاب قم شماره ویژه از غدیر تا عاشورا(بهمن ماه ۱۳۸۳) به شکل جالب تری مطرح کرده اند که نشان دهنده مطالعه دقیق وی در تاریخ اسلام است. دکتر هزار درست ۳۰ سال از من کوچک تر است اما گفت و گوی وی با آقای میثم مهاجر نشان می دهد که در زمینه «جامعه شناسی قبیله گرایی عرب و تأثیرات روان شناختانه در عاشورا» از من جلوتر است.

در میان آثاری که در این زمینه خوانده اید چه کتابی را مفیدتر دیده اید؟

– در اینجا باید اشاره کنم به آثار پر ارزش آقای محمد صحتی در زمینه رویداد عاشورا. اولین بار نقد وی را بر کتاب دوست دیرینه ام آقای جواد محدثی خواندم. آقای صحتی کتاب «فرهنگ عاشورا» را مطرح کرده ونقاط قوت و ضعف این فرهنگ را شرح داده است ایشان با نوشتن این نقد کار من را آسان کردند چون ابتدا قصد داشتم نقدی بر این فرهنگ بنویسم. آقای محمد صحتی مقالات دیگری در زمینه واقعه کربلا دارند اما به نظر من کتاب شهید فاتح در آینه اندیشه (دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۱) اثری فوق العاده است. کتاب دیگر استاد صحتی کتاب تحریف شناسی عاشورا می باشد. استاد در این دو کتاب تحریفات تاریخی افرادی چون ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم دمشقی معروف به ابن تیمیه(۷۲۸ـ۶۶۱ هـ ق) و سماء الدین ابوالفاء اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر (۷۷۴ـ ۷۰۱ هـ ق) را به خوبی شرح داده است. او برای خواننده پژوهشگر شرح می دهد که چگونه «عداوت ابن تیمیه با اهل بیت و شیعیان علی(ع) در جای جای آثارش دیده می‌شود. بدانسان که در هر جا بهانه ای می یابد به مکتب اهل بیت(ع) می تازد و دروغ هایی می بافد که در هم نیز نمی گنجد».

شاگرد ابن تیمیه یعنی ابن کثیر نیز در جعل روایات و اخبار از استادش عقب نیست و در کتاب البدایه و النهایه برای تبرئه یزید آنقدر دروغ می بافد که هر خواننده منصفی ـ خواه شیعه و خواه سنی ـ از این همه تحریف دچار حیرت می‌شود. استاد صحتی پس از ذکر جعلیات ابن کثیر می نویسد: «ابن کثیر در دفاع از بنی امیه چنان افراط می ورزد که هر خواننده منصفی را به حیرت وا می دارد.»

آیا این تحریفات تاریخی و جعل احادیث در تبرئه یزید و ابن زیاد و دیگر دشمنان امام حسین(ع) در دوران ما نیز بر برخی از نویسندگان تأثیر گذاشته است؟

– این تحریف تاریخ حتی بر نویسندگان اهل سنت تأثیر محدودی داشته است. در طول تاریخ بسیاری از نویسندگان سنی به ارزش قیام کربلا آگاه شده و آثار ارزشمندی در شرح تبهکاری های بنی امیه منتشر ساخته اند. اما متأسفانه سلفیون یا وهابیان همچنان تلاش می‌کنند که از یزید تبهکار چهره ای پاک بسازند. آقای محمد صحتی در کتاب «شهید فاتح در آینه اندیشه» می نویسد:

«شگفتا که پس از گذشت قرن ها، اهل حدیث و پیروان ابن تیمیه هنوز هم به این اصل خود ساخته پای می فشارند و مظلوم را محکوم می‌کنند و نیز آن گاه که سخن از عاشورا و قیام سیدالشهداء(ع) به میان می آید، جانبداری از یزید بن معاویه را وظیفه شرعی خود می دانند. اکنون که حقیقت مانند آفتاب می درخشد و همه مسلمانان ـ با هر مذهب و مسلکی ـ هم صدا با همه دانشوران و آزاد اندیشان جهان، حسین بن علی(ع) را «قهرمان عزت و آزادی» و عاشورا را «حماسه بزرگ تاریخ اسلام» می دانند و با نقل سخنان آن حضرت و استقامت و ایثار او و یارانش ـ در هر زمان و مکانی ـ به خود می بالند، باز جای شگفتی است که گروه وهابیون از یزید بن معاویه دفاع می‌کنند و هدفشان این است که عاشورای حسینی را تحریف کرده، پیام انسان ساز او را وارونه جلوه دهند. از این رو آنان به همین غرض با صرف بیت المال مسلمانان جزوه و کتاب هایی را ـ همه روز ـ در عربستان سعودی، پاکستان و… منتشر می‌کنند.
از جمله این کتاب ها «حقایق عن امیرالمومنین، یزید بن معاویه» به قلم مزاع بن عبدالشمری است که وزارت معارف عربستان، چاپ دوم آن را در سال ۱۳۹۶ هـ ق منتشر کرده است.»

اصولا تحریف واقعه عاشورا از چه زمانی از طرف دشمنان اهل بیت(ع) آغاز شد؟

– تحریف واقعه عاشورا چند روز پس از آن روز تاریخی از طرف دستگاه حکومتی امویان آغاز شد و سال ها ادامه یافت. هدف امویان آن بود که قیام امام حسین(ع) را در حد یک شورش کور جلوه دهند و حتی شیعیان را بدنام سازند مورخان طرفداران اموی تلاش می کردند که امام را فردی جنگ طلب و خشونت خواه معرفی کنند.

آیا تحریف های امویان مورد اعتراض دانشمندان اهل سنت قرار گرفت؟

– آری، به‌عنوان مثال ابوعثمان عمروبن بحر جاحظ (۲۵۵ ـ ۱۵۸ هـ ق) ضمن رساله کوتاهی جنایات معاویه را برشمرد و در مورد یزید نوشت: «پس از معاویه از پسرش یزید جنایاتی به وقوع پیوست که تهاجم به شهر مکه و تخریب کعبه و شکستن حریم مدینه و کشتن حسین(ع) از آنها بود و در طول تاریخ بسیاری از علمای اهل سنت مخالف ابن تیمیه از تحریفات و جعلیات او مقالات بسیاری نوشتند.

آنچه که بر شمردید درباره تحریفاتی بود که دشمنان اهل بیت در مورد رویداد کربلا انجام دادند اکنون به اختصار به تحریفاتی بپردازید که به اصطلاح دوستان نادان انجام دادند. ابتدا بگویید که انگیزه اصلی این تحریفات از کجا ریشه می گیرد. تحریفاتی که از سوی علاقمه مندان به امام انجام شد همان طور که مرحوم مطهری عنوان کرده اند بیشتر از تمایل آدم های عاشق به افسانه سازی و اسطوره پردازی ریشه می گیرد. برخی از علاقمندان تلاش می کردند که از امام حسین(ع) یک شخصیت غیرعادی بسازند. در حالی که اگر ما بخواهیم از امامان یک موجود فوق العاده بسازیم نمی توانیم بگوییم که آنان الگو و اسوه بوده اند و هستند. خداوند در قرآن کریم سخت تکیه دارد که پیامبر(ص) را یک انسان عادی مانند سایر انسان ها معرفی کند، جز آنکه به وی وحی می‌شود و امانتدار خداوند در القای وحی به مردم است. جهت این تأکید همین بوده است تا جلو اسطوره شدن آن حضرت گرفته شود. اما متأسفانه انگیزه اسطوره سازی در مورد امام حسین(ع) و واقعه عاشورا بدانجا رسید که شمار سپاه دشمن را تا پانصدهزار نفر بالا ببرند. این تحریفات آن چنان توسط افرادی چون ملا حسین کاشفی صاحب کتاب روضه الشهدا آن چنان رواج یافت که از قرن دهم هجری ساختن افسانه ها برای گریاندن هر چه بیشتر عزادارن امری عادی شد.

از میان نویسندگان معاصر گذشته از مرحوم مطهری، کدام یک بیشتر به مسئله تحریف پرداخته اند؟

– خوشبختانه در سالهای اخیر بسیاری از اندیشمندان اسلامی به این مقوله پرداخته اند که من در این گفت و گو فقط به چند تن از این بزرگان اشاره می‌کنم: مقالات استاد محمد آلاندوزلی در نشریات مختلف بسیار با ارزش است. استاد در مقالات خود ابتدا از کتاب های تحریف ساز نظیر روضه الشهدا کاشفی نام می برد. کتاب تألیف شهید مرتضی مطهری، نگاهی به حماسه حسینی، تألیف استاد صالحی، الامام الحسین و اصحابه تألیف آیت الله فضل علی قزوینی(۱۳۶۷ ـ ۱۲۹۰ هـ ق)، تحریف شناسی عاشورا اثر مرحوم استاد داود الهامی(۱۳۷۹ ـ ۱۳۱۶ هـ ش) از جمله آثار تحریف ستیزی است که به شرح آنها می پردازند. برای آگاهی بیشتر از آثار وی به شماره ویژه امام حسین(ع) نشریه آینه پژوهش رجوع کنید.

در مورد انگیزه برای تحریف لفظی و معنایی کدام یک از پژوهشگران معاصر بیشتر کار کرده اند؟

– در این مورد باید از مقاله ارزشمند استاد محمدعلی سلطانی در مقاله «گزارش های نادرست از حادثه کربلا» نام برد که آن هم در شماره ویژه امام حسین(ع) مجله وزین آینه پژوهش به چاپ رسید.

شما از عزاداری صحیح سخن گفتید. مقصود شما از عزاداری نادرست چیست؟

– باید در فرصتی دیگر به تفصیل از عزاداری های نادرست سخن گفت. عزاداری نادرست یعنی اینکه ما اعمالی انجام دهیم که موجب وهن اسلام و خوشحالی دشمنان تشیع شود. قمه زنی و یا زخمی کردن بدن و یا دادن شعارهایی که با اهداف پیامبر اکرم(ص) و علی بن ابیطالب(ع) و فرزندانش مغایرت دارد اعمالی زیانبار است.

مقصودتان از شعارها و نوحه های نادرست چیست؟

– بررسی نهضت عاشورا نشان می دهد که اگر بخواهیم تجلی و مظهر عزت الهی را در روی زمین ببینیم باید آنها را در کلمات و سخنان امام حسین (ع) و یارانش در روز عاشورا مشاهده کنیم. امام تا آنجا پیش می رود که مرگ در راه کسب عزت حقیقی را بر زندگی ذلت بار و بیعت با ظالمان برتر می داند و می فرماید: «موت فی عز خیر من حیاه فی ذل»
یعنی مرگ در عزت بسیار بهتر از زندگی در ذلت است.
و هنگامی که یکی از سرداران عمر بن سعد بار دیگر از او می خواهد که با یزید بیعت کند امام می فرماید: «لا والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل»
یعنی: نه به خدا سوگند من دست خواری به شما نمی دهم.

از این نوع جملات و کلمات حیاتبخش و عزت آفرین در روز عاشورا از حسین(ع) و یارانش بسیار شنیده شد. اما متأسفانه برخی از مداحان اشعاری را از زبان امام به فارسی می‌گویند و از عزادارن می خواهند که آنها را تکرار کنند که از آنها بوی خواری و ذلت می آید. بسیاری از این اشعار و نوحه ها میراث صفویه و قاجاریه است. آقای نعمت الله صفری فروشانی در مقاله ارزشمندی تحت عنوان «عزت طلبی در نهضت امام حسین(ع) در فصلنامه حکومت اسلامی (سال هفت شماره چهار) «ویژه نامه اندیشه سیاسی عاشورا» به خوبی نشان می دهد که یک شعار و یا شعر غیر منطقی در مراسم عزاداری می تواند نهضت حسینی را زیر سوال ببرد و مداحان و نوحه سرایان باید تلاش کنند که با درک درست فرهنگ عاشورا از تکرار اشعاری که از آنها کوچک ترین بوی خواری و ذلت امام حسین(ع) و یاران فداکارش و خانواده عزت طلبش به مشام آید خودداری نمایند. فراموش نکنیم که عنصر عزت در تمام مراحل قیام امام حضور دارد و گزارش های مورخان درباره این نهضت را می توان با این ترازو سنجید و هر گزارشی را که کمترین شائبه ذلت در آن باشد مردود شمرد.

شیوه های نادرست دیگر در عزاداری را در چه چیز می دانید؟

– در طول تاریخ برخی از حکومت ها تلاش می کردند که از مراسم عزاداری به نفع خود بهره برند در دوران شاه عباس صفوی تماشای مراسم سوگواری و سپس دسته های سینه زنی را به جان هم انداختن وسیله تفریح شاه و درباریان شده بود.
پی پتروودلاواله، جهانگرد ایتالیایی که در دوران سلطنت شاه عباس در ایران به سر می برد و با پادشاه همنشین بود در سفرنامه معروف خود گزارشی از مراسم عزاداری ها از آن زمان بیان می‌کند که براستی موجب تأسف است. وی در بخشی از خاطرات خود از مشاهدات خود از دسته های عزاداری در میدان اصفهان سخن می‌گوید و اینکه به دستور شاه گاه دستور می دهد که شرایطی پیش آورند که مردم به جان هم بیفتند:

«دسته ها، معمولا، میدان اصفهان را دور می زنند و در برابر کاخ شاه(عالی قاپو) و مسجد بزرگ، که روبروی خانه شاه است اندکی توقف می‌کنند و بعد از آنکه کار عزاداری و دعا پایان یافت، پراکنده می شوند. وزیر اصفهان و خزانه دار شاه با گروهی سوار… مراقبت می‌کنند که در مدخل کوی ها، میان دسته های مختلف، زد و خورد درنگیرد و چنان که مکرر اتفاق افتاده است، مردم بی گناه کشته و زخمی نشوند، ولی شاه عباس، گاه به قصد تفریح، در برخورد و دسته مداخله می‌کند و بعد از آنکه به میل خویش آن دو را به جان هم انداخت، به چابکی از میدان بیرون می رود و در کنار پنجره خانه ای به تماشای زد و خورد دو دسته و نتیجه شوم آن می نشیند.»

از این صحنه ها در تاریخ فراوان است که مردم یا بر سر و سینه خویش می زدند و یا بر سر و صورت برادر خویش، اما کلمه ای علیه ظالمان نمی گفتند و مشت به روی آنان گره نمی کردند و یا اساسا ظالمان عصر خویش را نمی شناختند و یا بدتر، اینکه هیچ حساسیتی در این باره نداشتند. در دوران قاجاریه، مخصوصا در دوران ناصرالدین شاه مجالس عزاداری در دربار فاسد او به مجلس شوخی تبدیل شده بود.

/۶۲۶۲

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز