دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » فرهنگی و هنری » ریشه‌ های اشتیاق ما به استقرار صلح
ریشه‌ های اشتیاق ما به استقرار صلح

ریشه‌ های اشتیاق ما به استقرار صلح

به گزارش وب سایت ای پاتوق :

دیاکو حسینی در خبرآنلاین نوشت:  انتقادات اخیر مقامات ایرانی از کشورهایی که نوعاً در پرتاب کردن منطقه به سراشیب تمدنی سهیم هستند، نباید مانع از شنیده شدن پژواک رسا و صادقانه ای شود که مسئولان ایرانی در نشست ها و دیدارهای انجام شده در نیمکره غربی قصد داشتند، جهانیان را نسبت به آن آگاه کنند.

محتوای این پیام عبارت از این بود که جمهوری اسلامی ایران آماده هرگونه همکاری برای خاتمه دادن به بحران های انسانی در منطقه موسوم به خاورمیانه و فراسوی آن است. جمهوری اسلامی ایران، دلایل قانع کننده ای برای حمایت از خاتمه دادن فوری جنگ در سوریه، یمن و عراق در دست دارد:

۱- با وجود آنکه توافق هسته ای میان ایران و گروه ۱+۵ زمینه های گشایش های اقتصادی جدیدی را به روی ایران فراهم کرده اما بهره گیری حداکثری از مزایای برجام در حالیکه هرج و مرج در مناطق پیرامونی، ضمن به آشوب کشاندن کاریدورهای تجاری، احساس ناامنی و بی ثباتی را به جهان القا می کند، ممکن نیست. همین مسئله موجب شده که بخشی از حلقه های تصمیم گیری در ایران ایده “منطقه قوی تر” را به “قوی ترین در منطقه” ترجیح دهند.

۲- جنگ های منطقه به یکی از بزرگترین فجایع تاریخی، پس از نسل کشی های دهه ۱۹۹۰ در آفریقا تبدیل شده است. اکنون در یمن ۸۲ درصد از جمعیت ۲۷ میلیونی آن، نیازمند کمک های بشردوستانه هستند. در عراق این رقم به ۱۰ میلیون و در سوریه به ۱۲ میلیون نفر می رسد در حالیکه بیش از ۸۲ درصد از مردم کشور اخیر، زیر خط فقر زندگی می کنند.

 

دفتر هماهنگی امور انسان دوستانه سازمان ملل متحد تخمین می زند که وضعیت عمومی سوریه، به میزان چهار دهه پسرفت داشته و از سال ۲۰۱۱ ، امید به زندگی در میان این ملت بیش از ۲۰ سال تقلیل یافته است. نه تنها این آمارها حکایت از واقعیت یافتن یک مصیبت اخلاقی دارد بلکه جمهوری اسلامی ایران نمی تواند این واقعیت را از دورنمای استراتژیک خود کنار بزند که فروماندگی مهمترین کشورهای منطقه همراه با موجی از جوانان سرخورده، رنج دیده، افراطی و مملو از بغض و نفرت، غرب آسیا را تا دهه ها به قعر کشمکش هایی فروخواهد برد که همراه با خود مفهوم توسعه را از هرمعنایی خالی می کند.

۳- جمهوری اسلامی ایران مانند هر کشور خردمند دیگری نمی تواند تاکنون به نتیجه ای جز این رسیده باشد که منازعات جاری با فتوحات مطلق یک کشور و شکست های مطلق سایر کشورها خاتمه نخواهد گرفت. تا امروز ده ها سرباز ایرانی جان خود را در میدان های نبرد با گروه های تروریستی از دست داده اند. درک این نکته برای رقبا و دشمنان ایران اهمیت دارد که در بطن فرهنگ استراتژیک ایرانی حتی افزایش شمار شهدای ایران نیز نمی تواند جمهوری اسلامی ایران را به تسلیم شدن در برابر توافقی ناعادلانه و نابرابر وادار کند. اما اگر راهی برای پایان دادن منصفانه به این قتل عام وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی ایران مشتاقانه از آن حمایت خواهد کرد.

۴- اسرائیل تنها بازیگری است که از تداوم حیات داعش و سایر گروه های تندور تروریستی در آشوب سوریه و عراق منتفع می شود. از دیدگاه اسرائیل، داعش می تواند در هماهنگی با منافع اسرائیل در سوریه عمل کند؛ هرچند که در یک نگاه بلند مدت، پیروزی کامل داعش را عمیقاً با اهداف اسرائیل ناسازگار بیابد. اگر وضع موجود موجب رضایت اسرائیل است، به همان دلیل نیز نارضایتی ایران را به دنبال خواهد داشت.

۵- جمهوری اسلامی ایران ممکن است مانند هر کشور دیگری ناخواسته، خطاهایی را مرتکب شده باشد اما حمایت فرقه ای از شیعیان در برابر سایر مذاهب اسلامی هرگز دستور کار رسمی سیاستگذاری نبوده است. جنگ های جاری به بار این اتهام علیه ایران افزود که حامی شیعیان در مقابله با سایر فرق اسلامی است. تنها در شرایط پایان دادن به این جنگ هاست که ایران می تواند فرصت کافی برای اثبات ناروا بودن این اتهامات، رها کردن شیعیان از فشارهای سیاسی در پی متهم شدن به همکاری با ایران و متوقف کردن تشتت در جهان اسلام را بدست آورد.

۶- جمهوری اسلامی ایران در این برداشت با ناظران آگاه جهان هم عقیده است که ناکارامدی رژیم های سیاسی، مهمترین سرچشمه خشونت و افراطی گری در جهان اسلام است. انقلاب های عربی در واکنش به این ناکارآمدی شکل گرفتند اما منحرف شدن انقلاب ها بواسطه رویارویی فرقه ای، بهانه کافی را در اختیار حکومت های مستبد قرار داد که اصلاحات سیاسی و اقتصادی را متوقف کنند. اتمام منازعات کنونی، درخواست برای اصلاحات سیاسی را به مسیر سازنده خود بازخواهد گرداند و در صورت انجام آن، جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند در گشایش هایی که نظام های سیاسی رضایت بخش تری را ایجاد می کنند، چشم انداز مطلوب خود را برای تامین امنیت، رونق و ثبات در منطقه جستجو کند.

۷- ادامه رویارویی های نیابتی، احتمال وقوع جنگ های ناخواسته را بطور قابل توجهی افزایش می دهد. ایران نمی تواند از زندگی در منطقه ای تا بن دندان مسلح لذت ببرد. در حال حاضر ، میانگین هزینه های نظامی در خاورمیانه معادل ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی یعنی بالاترین میزان در سطح جهانی است. در سال جاری، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مجموعاً ۱۱۶ میلیارد دلار صرف بودجه های نظامی کرده اند. در حالیکه در راس آنها عربستان سعودی ۹۰ میلیارد دلار کسری بودجه را تجربه کرد. این مقدار سرمایه گذاری حیرت انگیز نه تنها نتوانسته توانایی بازدارندگی و موازنه های منطقه ای را بصورت معناداری تغییر دهد بلکه سرمایه هایی را که می توانست برای سازندگی و توسعه ملت های منطقه بکار گرفته شود، صرفاً در راستای منویات فروشندگان بزرگ تسلیحات به هدر داده است. از آن بدتر، انبار شدن تسلیحات همزمان با صعود مارپیچ بی اعتمادی، جنگ های ناخواسته ای را محتمل می کند که فارغ از نتایج نظامی آن، منطقه را را به پایین تر از آنچه امروز قرار دارد، خواهد کشاند.

۸- کشاکش های موجود چاره ای جز تقسیمات جدید جغرافیایی که محصول تکرار تملک و از دست دادن سرزمین ها از سوی شبه نظامیان و مبارزان محلی است، بجا نخواهد گذاشت. تغییر مرزهای جغرافیایی بر اساس نقشه های فتوحات و یا خط کشی های قومی و فرقه ای، آینده ای تیره تر از امروز را برای مناطق درگیری ترسیم خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن برخورداری از تنوع قومی و فرهنگی و شرایط استراتژیک جدیدی که تغییرات مرزی در مناطق مجاور پدید خواهد آورد، این جابه جایی در نقشه های جغرافیایی را زیان بار می داند.

۹- داعش در سال گذشته مسئول ۵۶ درصد از مرگ و میرهایی بود که در منطقه اتفاق افتاده است. با ادامه بن بست سیاسی در منازعات جاری، توأم با شدت گرفتن سربازگیری گروه های افراطی، داعش و شاخه های وابسته به آن، بیشترین مزیت را بدست خواهند آورد. همانطور که در حملات تروریستی به اروپا، ایالات متحده، ترکیه و عربستان سعودی به اثبات رسید، راهی برای محصور کردن مرزهای عمل تروریسم به درون نواحی منازعه وجود ندارد. تا کنون ده ها نقشه عملیات تروریستی در خاک ایران شناسایی و پیش از به اجرا درآمدن مهار شده اند. این موفقیت های اطلاعاتی موجب کنار رفتن خطر دائمی گروه های تروریستی برای جمهوری اسلامی ایران نخواهد شد.

۱۰- زیستن در جهان پساآمریکایی، مستلزم نقش آفرینی مسئولانه قدرت های منطقه ای است که جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین آنها در خلیج فارس و غرب آسیاست. در حالیکه ایالات متحده در گذر قرن ۲۱، رغبت و توان کمتری برای مداخله و کنترل در مناطق دوردست دارد، ایران آن صورتی از نظم منطقه ای جایگزین را می پسندد که نه متکی بر رقابت های سلطه جویانه و سرشار از بی اعتمادی بلکه استوار بر موازنه قدرتی باشد که حافظ تمامیت سرزمینی، حسن همجواری، عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها و همکاری های اقتصادی و امنیتی مترقیانه و دسته جمعی است. دگرگونی های شتابان در دهه اخیر، ما را از گام برداشتن در این مسیر سازنده دور کرده است و اگر بنا باشد که ایران جایگاه شایسته اش را از طریق رهبری جمعی با همسایگانش در ژئوپولیتیک نوسازی شده قرن جدید بیابد، باید متواضعانه نخستین کشوری باشد که ابتکار عمل های ضامن صلح و بازگرداندن آرامش را به دیگران ارائه می کند.

به همین دلیل است که جمهوری اسلامی ایران، بارها اراده خود را برای نجات دادن تمدن اعلام کرده اما وجود اشتیاق برای استقرار صلح در جمهوری اسلامی ایران به منظور رسیدن به صلح کافی نیست. حداقل نه تا وقتی که سایر کشورهایی که سرنخی از بحران های جاری را در دست دارند، حاضر به برشمردن دلایلی نیستند که صلح را به جنگ برتری می بخشد.

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز