خداوند آزادی را آفرید و انسان بردگی را.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » ورزشی » طیبی: در کلمبیا دنبال چایی نبات بودیم!
طیبی: در کلمبیا دنبال چایی نبات بودیم!

طیبی: در کلمبیا دنبال چایی نبات بودیم!

به گزارش وب سایت ای پاتوق :

خبرگزاری فارس: حسین طیبی ستاره تیم ملی فوتسال ایران در جام جهانی بود و بدون شک او عملکرد بسیار خوبی در تیم ملی داشت و توانست یکی از بازیکنان تأثیرگذار در موفقیت تیم ملی باشد.

طیبی که در این دوره از مسابقات با شماره ۱۲ به میدان رفته بود، پس از عملکرد خوبش در مسابقات از دو تیم غیرت قزاقستان و مگنوس برزیل پیشنهاد دریافت کرد که در نهایت به تیم قزاقستانی که قهرمان اروپا به حساب می‌آید، پیوست.

درخشش طیبی و حضورش در اروپا بهانه‌ای شد تا با او صحبت‌هایی در مورد مسائل مختلف انجام دهیم. مشروح این صحبت‌ها را در زیر می‌خوانید:

* با خداحافظی کشاورز دنیا بازیکن بزرگی را از دست داد

ابتدا در مورد افتخارآفرینی تیم ملی در جام جهانی صحبت کن.

خدا را شکر که توانستیم این مقام را کسب کرده و مردم را شاد کنیم، پیام‌های مردم به ما می‌رسید و آنها با این رفتارشان به ما انگیزه می‌دادند. روز بسیار خوبی برای محمد کشاورز عزیز رقم زدیم، در روز خداحافظی او اتفاق خوبی رقم خورد. دنیا یک بازیکن بزرگ را از دست داد و او در عرصه ملی بسیار زحمت کشیده بود. درهرصورت فکر می‌کنیم سومی شیرینی را به‌دست آوردیم.

* دعای مردم زور ما را بیشتر کرد

وقتی در مرحله گروهی بازی‌های خوبی انجام ندادیم و در مرحله حذفی به برزیل خوردیم، کم‌تر کارشناسی فکر می‌کرد بتوانیم قهرمان جهان را شکست بدهیم.

خدا را شکر در آن بازی فوق‌العاده بودیم، همه بازیکنان خوب بودند و با تمام وجودشان بازی می‌کردند. دعای مردم هم باعث شد زور تیم بیش‌تر شود و توانستیم برای اولین بار برزیل با آن‌همه ستاره‌اش را در مرحله یک‌هشتم نهایی حذف کنیم، مرحله‌ای که تاکنون برزیل حذف نشده بود. فکر می‌کنم آن بازی باعث شد ایران تاریخ‌ساز شود.

* فکر کردم پایم شکسته است

در بازی مقابل برزیل با مصدومیت بدی مواجه شدی، خیلی‌ها نگران شدند که نتوانی بازی‌ها را ادامه دهی.

روز بسیار خوبی برای من بود؛ چراکه هم یک گل زدم و هم یک پاس گل دادم. هرچه از زمان بازی می‌گذشت، شرایط برایم بهتر می‌شد. در لحظه‌ای که مصدوم شدم، واقعاً فکر کردم پایم شکست. درد زیادی داشتم، وقتی دکتر بالای سرم حاضر شد به او گفتم آمبولانسی مهیا کند تا به بیمارستان برویم. وقتی دکتر در بیمارستان پای من را دید، به من گفت که باید ۳ هفته استراحت کنی، زیرا لگامنت‌هایت شدید کشیده شده است.

طیبی: در کلمبیا دنبال چایی نبات بودیم!

* با آمپول و قرص خود را به بازی‌ها رساندم

خوشبختانه به بازی مقابل پاراگوئه رسیدی.

بله، از دکتر شیرزاد تشکر می‌کنم که شبانه‌روز با من کار کرد، روزی ۸ بار فیزیوتراپی می‌کردم تا بتوانم به بازی‌ها برسم. هنوز هم پایم درد می‌کند، آماده صد درصد نشدم، اما به‌هرحال توانستم به بازی‌ها برسم. در آنجا هم با آمپول و قرص بازی می‌کردم. دوست داشتم بازی کنم و به همین دلیل تمرینات فشرده زیادی کردم.

گل اولی که تیم ملی مقابل برزیل زد با حرکت خوب تو رقم خورد.

تا حالا این‌گونه خیلی گل زده‌ام، در آن صحنه در زاویه‌ای قرار داشتم که فقط باید این کار را می‌کردم و اگر هر طور دیگر می‌خواستم حرکت کنم، دفاع برزیل به من می‌رسید.

* فالکائو در دیدار مقابل ما هم خندید هم گریه کرد

در پایان آن بازی فالکائو با چشمانی اشکبار از فوتسال خداحافظی کرد.

به‌هرحال در آن بازی روز خوب فالکائو هم بود؛ چراکه ۳ گل به ثمر رساند. در آن بازی هم خندید و هم گریه کرد. اول خندید که هت‌تریک کرد و پس‌ازآن گریه کرد به خاطر اینکه تیمش در آن مرحله حذف شد.

شماها هم در پایان بازی او را دلداری دادید و حرکت بسیار خوبی انجام دادی.

وقتی بهترین بازیکن فوتسال جهان که به نظرم دیگر تکرار نخواهد شد قرار است خداحافظی کند، شرایط سختی را رقم می‌زند. وقتی او اشک می‌ریخت باعث شد احساسات ما هم تحریک شود، مردم ایران مهربان و احساسی هستند و همین موضوع هم باعث شد تا به سراغ او برویم و کاری کردیم که خود او هم فکر نمی‌کرد، حتی در صفحه‌های مجازی هم از ایرانی‌ها تشکر کرد.

در فضای مجازی پستی برای فالکائو گذاشتی که او هم کامنتی را برای تو با انتشار قلبی گذاشته بود.

رابطه من با فالکائو خوب است، حتی برای تیم ستارگان جهان، خودش شخصاً مرا دعوت کرد. در بازی با روسیه که شکست خورده بودیم، او ما را دلداری داد. در مجموع بازی با برزیل بسیار خوب بود، من پس‌ازآن بازی تا صبح نتوانستم بخوابم، آن‌قدر پیام و انرژی مثبت می‌آمد که انگیزه ما مضاعف می‌شد.

* وقتی سنگ‌سفیدی اخراج شد به او گفتم دمت گرم

در بازی مقابل پرتغال، محمدرضا سنگ‌سفیدی از زمین مسابقه اخراج شد که البته آن اخراج به سود ما تمام شد و توانستیم گل بزنیم.

بله، اخراج خوبی بود و بعد از بازی هم به محمدرضا گفتم دَمَت گرم، وقتی بازی ۳ به ۳ شد، یارگیری آنها من تو من شد، ریکاردینیو مرا گرفته بود و در این حالت ایرانی‌ها که بازیکنان تکنیکی هستند، توانستند از فرصت استفاده کنند و مانند گل کوچیک شده بود. در آن موقعیت می‌توانستیم حتی از حریف پیش هم بیفتیم.

در بازی با پرتغال، پنالتی سوم تیم را زدی که ضربه بسیار حساسی هم بود.

همیشه پنالتی‌های پایانی حساس است؛ چراکه اگر من خراب می‌کردم، بازی تمام می‌شد، اما خدا را شکر با دعای خیر مردم توانستم توپ را به گل تبدیل کنم. دعای مردم به‌گونه‌ای بود که زور را به پشت ساق‌های من کشاند. در ادامه هم سپهر محمدی دو توپ فوق‌العاده گرفت که نمی‌توان گفت شانسی بود.

در بازی مقابل روسیه می‌توانستیم پیروز میدان شویم.

در ۸-۷ دقیقه ابتدایی آن بازی خوب نبودیم، در ادامه هم محمد کشاورز مصدوم شد که تیم لطمه دید، ما در آن بازی فرهاد توکلی را هم نداشتیم، یعنی دو بازیکن تأثیرگذار خود را از دست داده بودیم. هرچه از زمان بازی می‌گذشت، بهتر می‌شدیم و در نیمه دوم تمام بازی در اختیار ما بود. فکر می‌کنم اگر بازی یک دقیقه دیگر ادامه می‌داشت، نتیجه تغییر می‌کرد. ما تمام تلاش خود را کردیم، اما قسمت‌مان نبود.

مثلث مشهدی‌ها هم در تیم ملی وجود داشت که البته متأسفانه قدرت بهادری در ابتدای مسابقات مصدوم شد.

قدرت بازیکن بسیار تأثیرگذاری بود که خیلی زود او را از دست دادیم، جای او بسیار خالی بود، خدا را شکر سایر بازیکنان تلاش کردند و بیش‌تر دویدند که جای قدرت پر شود. ما اگر قدرت بهادری و کشاورز را داشتیم، مطمئن باشید شرایط بهتر از این می‌شد.

* امیدوارم نگاه‌ها به فوتسال تغییر کند

در مورد عدم امکانات و مشکلاتی که تیم ملی داشت، صحبت کن.

مشکلات ما بسیار زیاد بود و اصلاً شرایط خوبی نداشتیم، چون بازی‌های دوستانه نداشتیم، رفته به رفته بازی‌هایمان بهتر شد. پس از شکست مقابل اسپانیا بازیکنان تحت‌فشار قرار گرفتند، فاصله ما با این تیم ۵ گل نبود، اما به‌هرحال رفته‌رفته بهتر شدیم. واقعاً ما لباس مناسبی برای حضور در جام جهانی نداشتیم، وقتی یک تی‌شرت را یک هفته می‌پوشیدیم، دیگر نمی‌توانستیم آن را بپوشیم. کسب مقام سومی آن‌هم با این شرایط، کار بسیار بزرگی بود. من در روسیه بازی کرده‌ام، هنگامی که تیم ملی این کشور می‌آمد، بازیکنان همه فرودگاه را ترک می‌کردند و ۷ نفر تدارکات تیم بودند که فقط وظیفه داشتند ساک‌های آنها را جابه‌جا کنند. این شرایط را با امکانات تیم ملی مقایسه کنید، امیدوارم که با این نتیجه‌گیری نگاه‌ها تغییر کند.

* در اتاق‌ها دنبال چایی نبات بودیم!

شاید اگر ما نتیجه نمی‌گرفتیم، هم‌اکنون همه فقط در مورد مشکلات صحبت می‌کردند.

به‌هرحال وقتی تیم موفق ظاهر می‌‌شود، مشکلات پشت این موفقیت گم می‌شود. وقتی ما سوم جهان می‌شویم، همه می‌گویند همه شرایط‌شان خوب بوده است، اما نمی‌دانند با چه وضعیتی در مسابقات حاضر شدیم. ما ۲۰ روز فقط ماهی می‌خوردیم و محمد طاهری دائم در اتاق‌ها دنبال چای‌نبات بود. باز خدا پدر و مادر محمدرضا سنگ‌سفیدی را بیامرزد که برای ما نبات فرستاده بودند! اگر می‌خواهیم این موفقیت را حفظ کنیم باید امکانات و نگاه‌ها تغییر کند. اگر این اتفاق رخ ندهد، شرایط بدتر هم می‌شود و دیگر نمی‌توان این‌گونه شرایط را ادامه داد.

نکته‌ای که در تیم وجود داشت، این بود که در تایم‌هایی که گرفته می‌شد، بازیکنان صحبت می‌کردند و کم‌تر کادر فنی نکاتی را اشاره می‌کرد، این موضوع دلیل خاصی داشت؟

به‌هرحال بازیکنان در موقعیتی که قرار می‌گرفتند نکاتی را گوشزد می‌کردند، این‌گونه نبود که کادر فنی صحبت نکند، کادر فنی هم نکات لازم را در حین و قبل از بازی اشاره می‌کرد، بازیکنان نظر خود را می‌گفتند. این دخالتی نبود، واقعاً یک تیم بودیم، حرف اول و آخر را ناظم‌الشریعه می‌زد.

* ناظم‌الشریعه تشخیص داد با حسن‌زاده بازی نکنم

یک سؤال حاشیه‌ای هم از تو بپرسم. چرا به اصغر حسن‌زاده پاس نمی‌دهی؟

ما اصلاً با هم بازی نکردیم.

خب، چرا اصلاً با هم بازی نمی‌کنید؟

قبلاً هم این سؤال از من شده بود، ناظم‌الشریعه در این جام جهانی دو تیم ۴ تایی درست کرد که من در یک تیم بودم و حسن‌زاده در تیم دیگر. من هم به این مسئله احترام می‌گذارم، اگر او یک دقیقه مرا بازی بدهد، احترام خواهم گذاشت. اگر بازی هم ندهد، برای تیم ملی دعا می‌کنم. ما سرباز هستیم و هرچه سرمربی تیم ملی بگوید، اطاعت خواهیم کرد.

* تیم قزاقی بازیکنان برزیلی زیادی دارد

از دو تیم مگنوس و غیرت قزاقستان هم پیشنهاد داشتی که درنهایت تیم قزاقی را انتخاب کردی. 

خدا را شکر شرایط دو تیم خوب بود، غیرت چندین بازی برزیلی دارد و قهرمان اروپا هم شده است، شرایط خوبی بود که بتوانم در آنجا پیشرفت کنم و در نهایت تصمیم گرفتم به این تیم بپیوندم. این تیم از جمله تیم‌های بزرگی است که در جهان فعالیت می‌کند، امیدوارم بتوانم شرایط خوبی در این تیم داشته باشم.

* همیشه با شمسایی برای انتخاب تیمم مشورت می‌کنم

 وحید شمسایی هم از جدایی تو ناراحت بود.

من با آقا وحید صحبت کردم، به او حق می‌دهم، او همواره به من لطف داشته است، اما وقتی دید که مسیر پیشرفتم در این راه است، جلوگیری نکرد. من همیشه برای انتخاب تیم‌هایم با آقا وحید (شمسایی) مشورت می‌کنم، او هم به من کمک می‌کند تا بتوانم پیشرفت داشته باشم. امیدوارم که بتوانم نماینده خوبی در تیم قزاقی باشم.

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز