عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
خانه » مجله خبری » فرهنگی و هنری » پوریا آذربایجانی: داوران جشنواره مقاومت را نمی بخشم
پوریا آذربایجانی: داوران جشنواره مقاومت را نمی بخشم

پوریا آذربایجانی: داوران جشنواره مقاومت را نمی بخشم

به گزارش وب سایت ای پاتوق :

وب‌سایت فیلم نت نیوز:  پوریا آذربایجانی (متولد ۱۳۶۰- تهران) از جمله کارگردانان نسل جدید سینماست که بعد از تجربه دستیاری در فیلم­های رسول ملاقلی پور،  دو فیلم سینمایی ساخته است. «روایت های نا تمام » (۱۳۸۵) و «عاشقانه­ های تجریش» (۱۳۹۰)  که هر  دو به سمت سینمای اجتماعی گرایش داشتند. اما در فیلم «اروند» به عنوان سومین کارش به  مضمون دفاع مقدس پرداخته است. «اروند» ماجرای جانبازی است که بیست و هفت سال بعد از حضورش در جبهه ، درگیر عملیات تفحص می ­شود اما به مرور با یادآوری موقعیت هایی که در جبهه و برای او و همرزمانش اتفاق افتاده، به خود ویرانگری رسیده و به نوعی دچار مالیخولیا می­ شود. با پوریا آذربایجانی درباره نقاط قوت و ضعف اروند گفت و گویی کوتاه کرده ایم که در ادامه می­ خوانید :

 

پوریا آذربایجانی: داوران و مدیران جشنواره مقاومت را نمی بخشم

برای ساخت فیلم  «اروند» ریسک زیادی کردید و سراغ روایتی رفتید که اسناد شفاهی و مکتوبش موجود است و همین اروند  را به سرعت در مقام مقایسه با نمونه واقعی قرار می دهد و چه در جشنواره ها و چه دراکران عمومی خیلی ها به منطق واقعی فیلم ایراد گرفتند که مثلا چرا اطلاعات زیادی از ابعاد پنهان و پیدای عملیات کربلای چهار در فیلم منتقل نمی شود. چه ایده آلی مد نظرتان بود و چه انگیزه هایی از این شکل پرداخت داشتید؟

من سینما را از رسول ملاقلی پور یاد گرفتم و در فیلم «اروند» می خواستم ادای دین کنم به کسانی که ایثار و از خود گذشتگی  بی نظیری داشتند. داستان غواص ها هم یک داستان ملی بود که می شد روی ابعاد انسانی اش متمرکز شد. اصولا برای هر کسی که بخواهد به عملیات کربلای چهار یا هر عملیات و موقعیت واقعی بپردازد، دو رویکرد وجود دارد. یکی رویکرد قهرمان پردازانه و دراماتیک و دیگری رویکرد استراتژیک و سیاسی. فیلم ما بیشتر به حالت اول پرداخته تا این که قرار باشد بحث ایدئولوژی در میان باشد.  اولا من آگاهی چندانی درباره چند و چون ماجرا نداشتم و ثانیا نمی ­خواستم که فیلم سمت فضایی برود که بخواهد دنبال کشف حقیقت باشد  و پیرو آن برخی جناح بندی­ ها و ایدئولوژی ها مطرح خواهد شد و مناقشات سیاسی را در بر بگیرد. می ­خواستم ادای دینی کرده باشم به کسانی که به عنوان خط کشن ظاهر شدند و در جبهه و خط مقدم فعالیت می­کردند و کمتر به آنها پرداخت شده است. خواهشم این است که هر فیلمسازی که دانش سیاسی دارد حتما به وجه استراتژیک این عملیات بپردازد . من نرفتم سمت این ماجرا چرا که بعد انسانی قضیه برای من در اولویت بود.

از نقاط قوت فیلم «اروند» می ­توان به فرم بصری آن اشاره کرد. چه تصاویر زیر آب که از جمله اولین تصاویری است که در این زمینه در سینمای دفاع مقدس سراغ داریم و چه قاب هایی دیگر که سعی کرده اید  چشم نواز باشد و مانند یک آلبوم تصویری شیک و البته دغدغه مند،مخاطب را به تفکر وا دارد. مثلا یکی از بهترین این قاب ها زمانی است که کرکره یک مغازه سرشار از سوراخ است و نور ها به طور اوریبی تابیده اند که تاویل پذیری خاص خودش  را می تواند داشته باشد.

به نظرم داستان را در سینما اتمسفر و فضاسازی سمت و سو می­ دهد.  مسلما اگر یک اتمسفر مصنوعی و بد شکل بگیرد، ارتباط خوبی نمی ­توان با داستان برقرار کرد. یکی از عناصر ساخت این اتمسفر ، فرم بصری فیلم است . من سعی می­ کنم تصاویری در فیلمنامه بنویسم که این قابلیت را داشته باشد و سر صحنه نیز به قابلیت های مختلف تصویر توجه کنم. طبیعی است که اولین ابزار بیانی در سینما تصویر است و باید به آن دقت کرد و جزییات بصری را برجسته کرد. در کل سعی کردیم غیر از بار محتوایی از نظر ساختاری نیز فیلم تشخص لازم را داشته باشد.

در سینمای دفاع  مقدس بارها شاهد ساخت فیلم ­هایی بوده ایم که به تاثیرات بعد از جنگ پرداخته اند. از فیلم آزانس شیشه ای گرفته تا ۱۳ پنجاه و نه. اما تفاوت بنیادن فیلم شما این است که بیشتر از جنبه های اجتماعی ،  به جنبه های فردی این قضیه می پردازید. چه اهدافی را دنبال می کردید؟  

وقتی می خواهم نوشتن قصه ای راشروع کنم به این فکر نمی­ کنم که جامعه یا جشنواره از من چه می خواهد، بلکه حال من و روحیات من تعیین می کند که چطور بنویسم  و روایت چطور پیش برود. مثلا این که حالا قرار است فیلمی درباره تاثیر جنگ بسازیم و به این فکر کنیم که چه حرفی بزنیم که بعد رسانه ای بیشتری دارد یا ممکن است خوشایند جناح و حزبی باشد. اصلا چنین هدفی نداشته و ندارم. خوشبختانه تهیه کننده هم کاملا همراه و همدل بود تا وجه انسانی و درونی آدم هایی مثل یونس نوشته و اجرا شود.

بازی سعید آقاخانی کاملا همدلی مخاطب را بر می انگیزد و جزو برگ برنده های فیلم است. در جشنواره فجر دو سال گذشته بازی آقاخانی در نقش های جدی، تحسین شد. به خاطر همین از ایشان استفاده کردید یا نه قبل از آن سابقه آشنایی و همکاری با ایشان را داشتید ؟

چند سال قبل می خواستم در فیلمی با آقاخانی همکاری کنم. حتی به پیش تولید هم رسید و دورخوانی هم کردیم اما به نتیجه نرسید. در آن پیش تولید ارتباط خوبی با آقاخانی پیدا کردم و برای من همکاری با او جذاب شد و در ذهنم ماند. حتی قبل از ساخت فیلم اروند، فیلم «خداحافظی طولانی» که مد نظر شماست را ندیده بودم. وقتی فیلمنامه اروند را نوشتم، طبیعی بود که به خاطر همان ارتباط، سعید هم یکی از گزینه ها باشد و وقتی تهیه کننده موافقت کرد با هم همکاری کردیم و نشان داد که همچنان استعدادهای نهفته ای دارد و بازی اش کاملا باورپذیر ارائه شده است.

یکی از ضعف هایی که منتقدان به فیلم «اروند» گرفتند این بود که چرا شخصیت های فرعی کمتر پرداخت شده اند و می توان برخی از شخصیت ها را حذف کرد، بدون آن که خللی در روایت ایجاد شود. این ضعف را قبول دارید؟

شخصیت­های فرعی قرار نبود کار ویژه ای در پیش برد  داستان انجام دهند و به اندازه ای که باید تعریف شوند، حضور دارند. شاید به خاطر وجود پیش فرض ­ها از بازیگر است که مثلا شخصیت طناز طباطبایی حتما باید بیشتر پرداخته شود. خانم طباطبایی هیچ مبلغ هنگفتی دریافت نکردند. سناریو را خواندند و دوست داشتند نقش دختر شهید این فیلم را بازی کنند. در کل همه چیز قرار بود در خدمت شخصیت پردازی قهرمان داستان باشد و اولویت ما  هم همین بود که به نظرم شخصیت های فرعی کمک کرده اند تا انگیزه های شخصیت اصلی طبیعی و متقاعدکننده جلوه کند.

در جشنواره مقاومت دوباره بحث خودی ها و غیر خودی ها در سینمای دفاع مقدس مطرح شد. در کنار فیلم  شما فیلم های «هیهات» و «سیانور» هم کمتر مورد توجه قرار گرفت که حاشیه هایش همچنان ادامه دارد.  به نظرتان چرا فیلمتان مورد اجحاف قرار گرفت؟

قبل از جشنواره مقاومت واقعا فکر می کردم که این بحث ها بیهوده است و صرفا فیلمسازان برای توجیه کارشان از این حرف ها می زنند. اما در جشنواره به من ثابت شد که متاسفانه واقعیت دارد. مثلا فیلم را ما سئانس آخر پخش می کردند. قطعا هیئت داوران سینما را به خوبی می شناسند اما بحث این جاست که وقتی واکنش های مردم و منتقدان را می بینیم ویا خانواده شهدا که استقبال کم نظیری از فیلم داشتند و فیلم ما حتی در یک رشته کاندید هم نمی شود، با نوعی تناقض و اجحاف رو به رو هستیم. شاید طبق معمول به خاطر توهم توطئه اروند را کنار گذاشتند. مثلا اینکه  آذربایجانی قبلا دو فیلم اجتماعی کار کرده و چرا فیلمش محبوب شده یا شاید سیاست و باندی پشت ماجراست! به هر حال داوران و مدیران  جشنواره مقاومت را هیچ وقت نمی بخشم.

گردآوری شده توسط : وب سایت ای پاتوق

قالب وردپرس پوسته وردپرس پلاگین وردپرس وردپرس سئو وردپرس

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز